استرس را  ناک اوت کنید

بخونیم و حتما عمل کنیم که به همین سادگی تغییری بزرگ رو تجربه کنیم

اول اینکه از استرسهایتان حرف بزنید:
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..

دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…!
وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید….
که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…
مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است...
لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید…
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…
از من به شما نصیحت…

پنجم اینکه واقع‌بین باشید:
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…
داستان، مثل آمپول زدن میماند… وقتی اصغر آمپول‌زن، قرار است ماتحت مریض را نوازش کند، حتما این کار را می‌کند و حالا اگر عضله آنجایت را بخواهی سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود…
گاهی مواقع باید واقع‌بین بود و عضله‌ها را شل کرد که دردش کمتر شود…

ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…
اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…
زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…

هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:
مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است…
ترس، استرس می زاید.

هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
و شعارتان "قبر بابای دنیا " باشد:
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند…

نهم اینکه بخندید:
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…
یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…
به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…
به خودتان بخندید…
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری،
مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند.

 

التماس دعا

 

خداوند کدام گناه‌ها را نمی‌بخشد؟

استاد فاطمی‌نیا گفت: خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم؛ گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.
به گزارش فارس،‌ استاد سید عبدالله فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم.گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.ببینید؛ خدا چند گناه را نمی‌بخشد:

۱- عمدا نماز نخواندن ۲- به ناحق آدم کشتن ۳- عقوق والدین ۴- آبرو بردن

این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی.اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین.بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما … هیئتی‌ها، مسجدی‌ها و مقدس‌ها آبرو می‌برند.عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود.شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی‌ها با زبانشان می‌روند جهنم.

روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند.فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مومن مقدس را می‌آورند جهنم.ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می‌برند.امیرالمومنین(ع) به حارث همدانی می‌فرماید: اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغگو هستی.گناهکار چند نوع است: عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می‌شکنند.دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود.

آقایان حیف تان نمی‌آید مادرها را اذیت می‌کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: «بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟» دست مادر که بالا می‌رود بلاها از شما دور می‌شود.حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می‌رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می‌رنجاند، قبول باشد!

چقدر زود دير مي شود

ساعت هاي عمر

بارها در گرفتارى‏ ها با خدا عهد بسته ايم كه عوض مى ‏شويم، از اين به بعد خود را اصلاح مى ‏كنيم و در راه صحيح قرار مى‏ گيريم، ولى همين كه از پل گذشتیم عهدمان را شكستي‏م..بارها وقتي در خلوت خودمان به فكر اعمالي كه انجام داده ايم افتاده ايم از كرده هاي خودمان ناراحت شده ايم و با خودمان تصميم گرفته ايم كه ديگر دنبال كارهاي خلاف و حرام نرويم ولي بعد از ساعتي فراموش كرده ايم و باز در راه اشتباه خودمان فرو رفته ايم ...

راستي چرا ما نمي توانيم به قول هايي كه به خودمان مي دهيم عمل كنيم؟

شايد به خاطر اين باشد كه فكر مي كنيم فردا مي توانيم از گناهان دست برداريم و لذا وقتي صحنه اي براي گناه به وجود مي آيد به خودمان مي گوييم بي خيال، امروز گناه مي كنيم و فردا توبه مي كنيم و اين فردا فردا كردن همين گونه ادامه دارد...امام باقر عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد:
ترا از امروز و فردا كردن بر حذر مي دارم، چرا كه آن دريائي است كه گرفتاران، در آن غرق مي شوند«1»

و شايد هم خيال مي كنيم فرصت ها آن قدر زياد است كه مي توانيم گناهان گذشته را جبران كنيم در حالي كه همه چيز قابل برگشت است الا عمر انسان كه ديگر قابل بازگشت نيست همان گونه كه امير المومنين مي فرمايد:
فرصت مانند ابر از افق زندگي مي گذرد، مواقعي كه فرصت هاي خيري پيش مي آيد غنيمت بشماريد و از آن ها استفاده كنيد«2»
به قول شاعر كه مي گويد: بر سر جوي نيشين و گذر عمر ببين. همين گونه است فرصت ها يكي پس از ديگري از بين مي روند و ما امروز و فردا مي كنيم ..

و شايد هم نگاه مي كنيم به ديگران و مي گوييم اگر من دروغ گو هستم ديگران هم همين گونه اند و يا اگر من حسود هستم يا به نامحرم نگاه مي كنم و يا دوست دختر دارم ديگران نيز همين گونه هستند و به اين صورت كار خودمان را توجيه مي كنيم ولي اين اصلا خوب نيست و خوش به حال كساني كه به عيب هاي خودشان نگاه مي كنند و در صدد بر طرف كردن آن هستند همان گونه كه از امير المومنين نقل شده است كه حضرت مي فرمايد:
خوشا به حال آن كس كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيبهاى مردم باز دارد.«3»

و شايد هم به خاطر اين باشد كه فراموش كرده ايم مرگ لحظه به لحظه به دنبال ما است و هيچ راه فراري از مرگ وجود ندارد همان گونه كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:بگو: اين مرگى كه از آن فرار مى ‏كنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد«4»

بله مرگ قدم به قدم ما را تعقيب مي كند و روزانه شاهد هستيم كه برخي به كام مرگ فرو رفته اند و دستشان از اين دنيا كوتاه شده است، مرگ روزي هم سراغ ما مي آيد. آيا خودمان را براي چنين روزي آماده كرده ايم؟ امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هول و هراسي كه نمي داني چه وقت تو را فرا مي گيرد، چرا پيش از آن كه ناگهان به سراغت آيد، برايش آماده نمي شوي؟«5»

بله اگر امروز و فردا كنيم و اصلاح عيوب خودمان را از همين الان شروع نكنيم قطعا ضرر بسيار بزرگي خواهيم كرد امام علي عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد:
مبادا مرگ در حالي به سراغت آيد كه تو مانند بنده فراري از خداوند در طلب دنيا باشي.«6»
پس بياييد هر چه زودتر عيب هايمان را اصلاح كنيم و در راه بندگي خدا قدم برداريم .....چون خيلي زود دير مي شود

منابع:
1: ِ وَ إِيَّاكَ وَ التَّسْوِيفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فِيهِ الْهَلْكَي« بحار الانوار ج 75 ص 164»
2: َ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ« پاورقي: مستدرك 92، صفحه35»
3: الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ « نهج البلاغه خطبه 176»
4: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«جمعه آيه 8»
5: الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: هَولٌ لا تَدري مَتي يَغشاكَ،ما يَمنَعُكَ أن تَستَعِدَّ لَهُ قبلَ أن يَفجَأكَ ؟!«بحار الانوار جلد 79 ص 171 باب 20 »
6: الامام علي عليه السلام: إيّاكَ أن يَنزِلَ بكَ المَوتُ وأنتَ آبِقٌ مِن ربِّكَ في طَلَبِ الدُّنيا .«غررالحكم ص 163 شماره 3148 »


من خدا را می خواهم

من خدا را می خواهم

 

آیت الله بهجت

 

آیت الله بهجت قدس سره می‌فرمود: كسی در حرم حضرت رضا علیه السلام برای برآورده شدن حوائجش ختمی گرفت و گویا یكی از حاجاتش درخواست «طی الارض» بوده! توفیق زیارت امام رضا علیه السلام را ، در عالم رؤیا و یا مكاشفه ، پیدا می‌كند. به او می‌فرمایند: «هر چه هست، در تقوا است».

 

یکی از آفت هایی که گریبان برخی از مریدان معرفت را می گیرد بحث کرامات است. بعضی ها قدم در راه سیر و سلوک و اخلاق می گذارند اما به نیت اینکه کشف  کرامتی کنند یا کار خارق العاده ای انجام دهند.

 

البته ممکن است به نتیجه هم برسند اما سیره و روش بزرگان ما طور دیگری بوده است. هدف اصلی در سیر و سلوک, پیمودن راه سعادت و بندگی و طی طریق برای رسیدن به خدای متعال است.

 همانطور که هر چیز لوازمی دارد این راه هم لوازمی دارد. کسانی که خودسازی می کنند تا به خدا برسند خداوند متعال هم چیزهایی به آنها می دهد.

 

اما نکته مهم اینجاست که تفاوت کلیدی بین عرفای برجسته ما با این عده در این خلاصه می شود که هدف آنها از سیر و سلوک رسیدن به بندگی بوده و کارهای خارق العاده برای آنها نه هدف است و نه بازدارنده که بخواهند توقف کنند.

 

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن            که خواجه خود روش بنده پروی داند

 

اما کسانی که به دنبال این مباحث هستند کمتر به هدف اصلی که بحث معرفت و عبودیت است توجه می کنند و این خود خطر بزرگی است. برخی مقامات برای بزرگان ما بازیچه است.

 

 اصلا به آن توجهی نمی کنند و لذا در صدد ابراز آن هم نیستند. آقای بهجت قدس سره به من (یکی از شاگردان ایشان) فرمود: ما هفتصد سال عقب افتاده‌ایم. گفتم: چطور آقا؟ فرمود: آن وقت‌ها اگر كسی چیزی نداشت انگشت‌نما می‌شد، ولی حالا اگر كسی چیزی داشته باشد، انگشت نما می‌شود! قضیه برعكس شده.

 

کسانی که سالهای سال بندگی خدا می کنند و بعد از مرگ تازه برخی ابعاد وجودی و شخصیت آنها آشکار می شود. یک عمر بدون نام و نشان بندگی می کنند و از کسی توقعی ندارند.

 

به هر حال باید توجه داشت که نکته اساسی برای سیر و سلوک بندگی است.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ (1) و جن و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند.

 

پس به تعبیر دقیق تر باید بگوییم: بزرگترین و برترین کرامت ها بندگی خداست و بس.

 

روش حضرت آقای بهجت قدس سره و سفارش اكید ایشان عمل به این رهنمود سه وجهی بود: «بندگی خدا»، «طاعت خدا» و «ترك معصیت».

 

 قریب سی سال پیش به من فرمود: شما خیال نكنید كه ما می‌خواهیم مطالبی به شما بگوییم كه تا به حال به احدی گفته نشده، چنین چیزی پیش من نیست. من هم همان‌هایی را به شما می‌گویم كه دیگران فرموده‌اند، آن هم بندگی خالصانه خدا و در یك كلمه، «تقوای حقیقی» است.

 

آیت الله بهجت قدس سره می‌فرمود: كسی در حرم حضرت رضا علیه السلام برای برآورده شدن حوائجش ختمی گرفت و گویا یكی از حاجاتش درخواست «طی الارض» بوده! توفیق زیارت امام رضا علیه السلام را ، در عالم رؤیا و یا مكاشفه ، پیدا می‌كند. به او می‌فرمایند: «هر چه هست، در تقوا است». (2)

 

در ایامی که در محضر استاد حافظیان ( از شاگردن خاص مرحوم نخودکی )  به همراه تعدادی از دوستان از جمله جناب استاد محمد رضا حکیمی تلمذ می کردیم یکروز استاد فرمودند:

 

امروز می خواهم یک ختم بسیار بسیار مهم را که از استادم جناب آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رحمه الله که با زحمت توانستیم از ایشان بگیریم، را برایتان بیان کنم.

من عرض کردم: استاد ما اینها را نمی خواهیم ! .

 

فرمودند: یعنی چه؟ پس چه می خواهید؟

من برای این ختم خیلی زحمت کشیده ام، حالا می خواهم به شما بدهم شما می گویید نمی خواهیم؟

عرض کردم: استاد گیرم شما یک ذکری را به من دادید و من توانستم قله دماوند را در دریاچه خزر بگذارم، آخرش که چی؟ من خدا را می خواهم.

 

سرشان را پایین انداختند و تأملی کردند، رفقا که رفتند فرمودند: احسنت! احسنت!

ما همینطور شاگردهایی می خواهیم و بعد مطالبی را در شرح مناجات خمسه عشر حضرت سجاد صلوات الله علیه بیان کردند و ما تازه آن روی سکه جناب حافظیان رحمه الله را هم بالاخره دیدیم.

 

اگر بخواهیم یک نتیجه گیری بکنیم باید این کلام استاد فاطمی نیا را بیاوریم که ایشان فرمود: ما آمدیم بنده خدا بشویم. ببینید جاهل یا افراط می کند یا تفریط. جاهل کرامت را به کل منکر می شود  نه اینطور نیست. نه ما منکر کرامت هستیم و نه آن را به این بی در و پیکری قبول داریم. این حرف ها نیست.

 

ما آمدیم بنده خدا بشویم. اگر خدا صلاح دانست در دامن یک بنده کرامت می ریزد و اگر صلاح ندانست هم نمی دهد.بنده فردی را دیدم که از بسیاری از صاحبان کرامت مقام بالاتری داشت ولی کرامت نشان نمی داد. چون مصلحت نبود کرامت نشان دهد. مقصود این حرف ها نیست.

 

ما آمدیم بنده خدا بشویم. مهم این است که خدا و امام زمان از ما راضی باشند. این است که برای ما ملاک است و اگرنه کرامت دادند یا ندادند مهم نیست.

 

اصلا دین ما برای این مسائل نیست که کاری بکنیم صاحب کرامت بشویم و این طور مسائل. هدف فقط بندگی خداست و کرامت صاحبان کرامت نیز کاشفیت آنهاست. او در عظمت دین مشغول به کشف است. (3)

 


 

منابع:

(1)  ذاریات/56

(2)  برگفته از وبلاگ نور بصیرت

(3)  استاد فاطمی نیا – سایت عصر ایران

صله رحم – کتاب یک موضوع در یک هزارحدیث

صله رحم – کتاب یک موضوع در یک هزارحدیث

امام محمد باقر(ع) :

ان اعجل الخیر ثواباً صله الرحم

ثواب صله رحم سریع تر از هرکار خیری به صاحبش می رسد.

مطالب مرتبط :

گنجی به نام توحید

برای اهل ذکر

گنجی به نام توحید

کسی که به هنگام خواب صد بار سوره توحید را بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او را می بخشد.

گنجی به نام توحید

"دي نيوز"_سرویس فرهنگ و هنر-وحید زاهد-رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هر که یک بار قل هوالله احد را بخواند. برکت بر او قرار داده می شود. و هر که دو بار بخواند. برای او و اهلش برکت عطا می شود. و هر که سه بار بخواند. بر او و اهل او و همسایگانش برکت داده می شود. و هرکه دوازده بار بخواند دوازده کاخ در بهشت برای او ساخته می شود. و دربان های بهشت می گویند: بگذارید برویم کاخ برادر خود را ببینیم. و هر که صد بار بخواند گناهان بیست و پنج سال جز گناه خونریزی و تصرف بی اجازه در اموال غیر آمرزیده می شود. و هر که چهار صد بار بخواند گناهان چهارصد سال آمرزیده می شود. و هر که هزار بار بخواند پیش از آن که بمیرد. خود را در بهشت خواهد دید یا به او می نمایانند.1

امام صادق علیه السلام فرمودند:کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند. کسی که این کار را انجام دهد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و خواهر و برادرش را می آمرزد.2

امیرالمومنین نقل می نماید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که به هنگام خواب صد بار سوره توحید را بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او را می بخشد.3

مرحوم صدوق در کتاب توحید در تفسیر قل هوالله احد از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:((قل، یعنی آنچه را که با این حرف به تو وحی کردیم و خبر دادیم، ظاهر ساز! تا کسی که در اطاعت و شنوایی است و گواه بر توست، با آن هدایت شود.

هو، اسم کنایه ای است که بر غایب اشاره دارد. ها تنبیه است بر معنایی ثابت، و واو، اشاره به آن چیزی است که غایب از حواس است. چنانکه هذا اشاره به آن چیزی است که نزد حواس حاضر است. کفار به بت هایشان با هذا که برای حاضر است. اشاره می کرده و می گفته اند: این ها (هذه) خدایان محسوس و قابل درک با چشم ما هستند. تو نیز ای محمد به خدای خود که مردم را به او می خوانی، اشاره کن! تا او را ببینیم و درک کنیم. و خدایی را جز او به خدایی نگیریم. پس در این هنگام، خداوند متعال سوره قل هوالله احد را نازل کرد. لذا ها، برای تثبیت ثابت، و واو اشاره است. به کسی که از دیدگان و حواس غایب است. چه خداوند بالاتر از این است. چون او مدرک ابصار و مبدا حواس است.4

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده: هفت آسمان و هفت زمین بر روی قل هوالله احد بنا شده اند.5

از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود: هر کس بربستر خود فرود آید و یازده بار سوره توحید را بخواند، در خانه اش و پیرامون آن محفوظ می ماند.6

 

1)وسائل الشیعه ج6 صفحه222

2)فضائل و آثار عجیب اعمال در دنیا و آخرت صفحه64

3)همان

4)پندهای حکیمانه در آثار علامه حسن زاده آملی ج3 صفحه130

5)همان صفحه 181

6)مصابیح الجنان(آیت الله سید عباس کاشانی)ص

از ظهور تا قیامت

مقالات - ظهور و غیبت

سرآغاز ظهور را بايد تاريخ 23 ماه رمضان پيش از ظهور(عاشورا) بدانيم. در صبحگاهان اين روز جبرييل امين و ملك مقرب خداوند ندا در مي‌دهد:«صبح نزديك شد. بدانيد حق با مهدي (و در برخي روايات آل علي(ع)) و شيعيان اوست. اين ندا را همگان به زبان خويش مي‌شوند و با شنيدن اين صدا خواب‌ها بيدار، نشسته‌ها ايستاده مي‌شوند.

ادامه نوشته

مقالات - فراماسونری

مقالات - فراماسونری

  با سلام

بنا به درخواست خوانندگان وبگاه «راه رضوان», پی دی اف مقاله «فراماسونری: دجال آخرالزمان» آماده شده و در وبگاه برای دانلود قرار گرفته است. 

در ضمن در نسخه پی دی اف, ایراداتی که در مقاله «فراماسونری: دجال آخرالزمان» بود, رفع شده است .

  توجه: نسخه ویرایش شده مقاله با حجمی کمتر و همچنین بهتر شدن کیفیت تصاویر جهت دانلود در وبلاگ قرار داده شد.

 

حجم  8 مگابایت

لینک دانلود