دجال شناسی - ANTI CHRIST
اطلاعـاتـی در مورد دجـــال :
پـیـشـینـه دجـــــــال :
تاریخچه دجال به قبل ازاسلام برمیگردد و موضوع دجـال ، اختصاص به اسلام ندارد ، بلکه ریشه داستان دجـال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جست و جو کرد . در رساله اول یوحنا ، باب 2 ، آیه 22 نوشته شده است : " درغگو کیست ، جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند ، آن دجـال است که پدر و پسر را انکار می نماید . " در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است از آیات انجیل استفاده میشود که دجال به معنای دروغگو و گمراه کننده است و چنین برداشت میشود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بودهاند . در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است و روایاتی در این موضوع از فریقین ) سنی و شیعه ( وارد شده است ، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که درمنابع شیعه موجود میباشد و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت میباشد.
نـام و نـسـب او :
عده ای گویند که نام دجال ؛ صائد بن صید یا ابن صیاد است ، و برخی مخالف با این امرهستند. دجال را در زبان های انگلیسی و فرانسه " آنتی کریست " نامیده اند که به معنی دشمن و ضد مسیح است .
خصوصیات فردی او :
دجـال در روایات اسلامی این چنین توصیف شده است : " او دارای قدرت و تأثیر عجیبی است ، چشم راست ندارد و چشم دیگرش دروسط پیشانی اوست و مانند ستاره صبح می درخشد . چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است . داخل دریاها می شود و آفتاب با او می گردد . کوهی از طعام و نهری از آب همیشه با اوست . آسمان به دستور وی باران می بارد و زمین گیاه می رویاند . اختیار گنج های زمین با اوست و مرده را زنده می کند . کلام رسول خدا (ص) دجال چنین توصیف شده است : " او مردی چاق، سرخ روی ، با موی سر مجعد و اعور ( چپ چشم ) است .
عـقـیـده او :
امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : " او با صدای بلندی فریاد می زند که بین مشرق و مغرب ، صدایش را جن و انس و شیطان می شنوند (ممکن است این عمل به وسیله رسانه های موجود از قبیل ماهواره ، اینترنت و شبکه های رادیویی صورت بگیرد ( و می گوید: ای دوستان من ! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است؟ پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدایت نموده است . و مردم را به شرک فرا می خواند و می گوید " انا ربکم الاعلی " یعنی: من پروردگار برتر شما هستم .
مکان خروج :
امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند : " او از شهریدر آن سوی ماوراء النهر و قریه ای که معروف به ) یهودیه ) است بیرون می آید " و در روایات دیگر مکانهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله : اصفهان ، خراسان ، بجستان
مـرگ او :
و سرانجام دجـال به دست حضرت عیسی (ع) در کنار دروازه " لد " در منطقه شام به هلاکت می رسد .
رسول خدا (ص) می فرمایند : " دجال در امت من بیرون می شود در چهل روز ، پس خداوند عیسی بن مریم را مأمور می کند، او را طلب می کند و از بین می برد .
البته درباره ی دجـال ، صرف نظر از ویژگی های او ، چند احتمال وجود دارد :
الف) دجـال ، نام شخص معینی نیست . هرکس که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با توسل به حیله گری و نیرنگ ، درصدد فریب مردم باشد ، دجـال است . و بر این اساس
دجـال های بسیاری وجود داشته و دارند و این که در روایات از دجـال های فراوان ( دوازده ، سی ، شصت و هفتاد ) سخن به میان آمده ، این احتمال را تقویت می کند .
ب) فردی معین و مشخص به عنوان دجـال در دوران غیبت ، با همان ویژگی هایی که برای وی بیان شده است ، خروج می کند و مردم را به انحراف می کشاند .
ج) دجـّـال ، کنایه از کفر جهانی و سیطره ی فرهنگ مادی برهمه جهان است . استکبار به معنای واقعی دجـال است . استکبار خود را قـیّم ملت ها می داند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد ، در همه جای زمین دخالت می کند و همه را به زیر سلطه خویش می آورد .
البته برخی بر این عقیده هستند که دجـّال همان ماهواره یا شبکه های ماهواره ای است که در دوران ما بسیار فراوان شده است و دیگر کمتر کسی وجود دارد که از این تکنولوژی شوم استفاده نکند . ماهواره با دارا بودن چندین هزار شبکه و چندین میلیون مخاطب ، با حیله گری و دروغگویی سعی در ترویج فساد ، ابتذال و بی بند و باری دارد و برخی از شبکه های آن به صورت تمام وقت غلام حلقه به گوش شیطان هستند و با اخبارهای ساختگی و کذب وشایعه پراکنی از یک سو سعی در ایجاد انحراف بین مردم و تخریب مقام والای انسانیت و از سوی دیگر سعی در تخریب چهره ی اسلام و مسلمین و دوری انسان ها از این مکتب پرگهر و والا را دارد .
انتظار - وظایف منتظران
بسیاری از ماها ادعا میکنیم که منتظر راستین اوییم. بسیاری هم برای فرج آن یار غایب دعا میکنند؛ ولی او پس از چندین قرن هنوز نیامده است!
اشکال از کجاست؟ آیا از جانب خداست که فیض محض است! و یا از جانب خود امام؟ هرگز! هر چه اشکال هست در ماست و ادعای ما که انتظار واقعی نداریم و منتظر واقعی نیستیم. باید ببینیم انتظار واقعی چیست؟ که منتظر واقعی چه وظایفی را نسبت به مولا و سرور خود دارد.
مفهوم انتظار
انتظار یعنی چشم به راه بودن برای آمدن فرد غایب و یا توقع تحقق یک آرزو. وقتی عزیز ما غایب است و ما چشم به راه او؛ اینگونه نیست که بنشینیم و دست روی دست بگذاریم، بلکه باید برخیزیم و خود و خانه خود را برای استقبال از او آماده کنیم. هر قدر مهمان عزیزتر باشد، ما باید آمادگی بیشتری برای استقبال از او کسب کنیم و کارهای بیشتری انجام دهیم. و وقتی فرد منتظر، مصلح کل جهان حضرت حجت ابن الحسن امام زمان (عج) باشد، طبیعتاً وظایف منتظران گستردهتر خواهد بود.
اهمیت انتظار فرج
از نظر عقلی درباره اهمیت و فضیلت انتظار فرج و ثواب منتظر و فضایل منتظران راستین حضرت بقیة الله الاعظم (عج) روایات بسیاری وارد شده است. در بعضی از آنها، انتظار فرج از بزرگترین اعمال و عبادات شمرده شده است. امام رضا (ع) از پدرانش نقل میفرماید که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«افضل اعمال امت من، انتظار فرج خداوند عزوجل است». [1] ...
دانشگاه انتظار ...

دانشگاه انتظار بعد از 1300 سال همچنان دانشجو می پذیرد , متاسفانه این دانشگاه هنوز 313 فارغ التحصیل
هم نداشته
این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون به عمل می آورد .
مدارک لازم برای ثبت نام :
1. نماز اول وقت
2 . ولایت مداری
3 . دائم الوضو بودن
4 . دلی پر از ثواب و قلبی آکنده ازیاد خدا داشتن
به امید قبولی همه ی ما در این دانشگاه
التماس دعا
شما هم بخونید خیلی تکان دهنده اس
پیر مغان : شب یک غذای شور بخور.آب نخور و بخواب.
شاگرد دستور پیر رو اجرا کرد و برگشت.
پیر مغان فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی؛ تشنه امام زمان بشو تا خواب امام زمان ببینی!
(منبع:علمدار مهدی)
حضور او...
نه آنکه فکر کنی فقط باید شیعه باشی تا سوخته این معنا گردی و باید شیعه باشی تا این بی کسی را بفهمی ..نه!
مگر نمی بینی عالم پُر گشته از ظلمت و سیاهی ؛ و جنود ابلیس است که مرکب می راند و تجهیزات مهیا می کند و مستضعفین عالمند که مورد ظلم واقع می شوند و دادرسی نمی یابند و آنگاه است که به یاد گفتار هزاران پیامبر راستگو و امین می افتند که وعده فرج داده اند مظلومان عالم را ...
دلت در این معنا سوخت بگو تا با تو از تعبیر آب و آفتاب و روشنی بگویم ...بگذار که واژگان کربلا شده برای یکبار تعبیر گردند ...
گمان می کردم آفتاب می تابد بر خوبان ..
گمان می کردم آب فقط در بالای بلندای ستیغ صبح یافت می شود ..
گمان می کردم روشنایی فقط در دستهای خواهش قنوت هدیه داده می شود ...
گمان می کردم منجی عالم ، مهدی ، فقط و فقط در سرداب مقدس یاد بهترین های عالم را می کند و محبتش مختصّ سید بحرالعلوم و سید بن طاووس هاست و شب و روزش در صحرا و دور دست های ناشناخته می گذرد . گمان می کردم رسیدن به نجات تنها و تنها رسیدن به دوران ظهور است و ما که نمی رسیم ، هرگز نجات نخواهیم یافت !
و در این بین ، تعبیر واژگان کربلا برایم نامفهوم می شد و تفسیری برای قیام امام خمینی(ره) و اصحاب آخرالزمانی اباعبدالله (ع) در ذهن نمی یافتم...در این معادله ، خداوند حکیم برای دنیا و ساکنانش تدبیری اندیشیده بود و پایان خوبی مقدر کرده بود اما ما که به آن روزگاران نمی رسیدیم چه بهره ای از این تدبیر و پایان داشتیم؟
فلسفه
های عالم مستاصلم می کرد و آخرالزمان برایم معادله هزار مجهولی می گشت که
هرکدام را جوابی می یافتم ، پرسشی دیگر خود را می نمود و متحیرترم می
کرد...روزی به تعبیر واژگان کربلا رسیدم و دیدم اگر فرمود «کل یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا
» و عاشورا جاودانه ماند و تمام لحظات عالم را متعلق به خویش کرد و تمام
زمین شد و زمین را قطعه ای از خویش نمود ، از آن جهت است که کربلا ، حضور
امام علیه السلام بود و عاشورا ، بصیرت انسانی که خواست خویش را برای همیشه تاریخ از ظلمات چندگانه زمین برهاند و به ملکوت خداوندی بپیوندد.آری ...کربلا تعبیر در حضور خلیفه الهی داشت و عاشورا ، تعبیر در بصیرت و شناخت انسانی که باید محقق می کرد معنای انسان را ..
و دیدم آب ، که در تمام روضه های عمرم آن را هم ردیف عناصر کربلا شنیده بودم ، همه معنای کربلاست..
و دیدم آب ، که امام(ع)تشنه آن بود ، لبیک انسان گم گشته و راه گم کرده بود به امام تا نجات یابد و به غایت هدف آفرینش برسد.
و دیدم آب ، عطش انسان گمراهی بود که هبوط او را از موطن اصلی اش دور کرده بود.
و دیدم آب ، در دست امام علیه السلام بود در ظهر عاشورا و اگر از سوز جگر فریاد می زد « هل من ناصر ینصرنی» و می گفت «تشنه ام» تشنه سیراب کردن انسان بود و مگر نه اینکه جد اعلایش هم او بود که خدایتعالی در وصفش فرمود : «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رئوف رحیم» و امام علیه السلام نیز چونان جد اعلایش ، آن سان مشتاق هدایت انسانها بود که در واپسین لحظات قتلگاه دعا می کرد آنان را که رو در رویش شمشیرها از نیام کشیده بودند و جسارتها کرده بودند و دلش را بارها داغدار بهترین های عالم نموده بودند..
و امام خود آب بود و آب ،خود امام بود که باید درک می شد و شد کربلا.. و مهدی موعود ارواحنا له الفدا همان آب است ...آبی که بئر معطله گشته است در اثر عدم درک حضورش و عجبا از ما و عقلهای غافل ما که در طلب ظهور اوییم اما از حضورش غافلیم ، تو گویی که یکسره از یاد برده ایم امام علیه السلام حضور حی و حاضری است که « بیمنه رزق الوری » و تو گویی فراموش کرده ایم مهدی (عج) دست قدرتمند الله است که مدیریت می کند عالمین را ..و آنگاه بود که تعبیر واژگان آب و خورشید و خون و خاکستر آتشم زد ...
و تو گمان نکن تعبیر خورشید فقط همان معنای ظاهری بود که می دانستی ..خورشید را تو راس بر فراز نیزه بدان که حضورش آرام می کرد طوفان بپاخاسته ذرات عالم را .. خورشید را تو راس در میان تشت زر بدان که ... و یا تعبیر خود مهدی موعود ارواحنا له الفدا که « کیفیت انتفاع از من در دوران غیبتم همچون بهره بردن از خورشید است زمانی که ابرها آنرا پوشیده باشند ».
و همین قدر بدان که خورشید که تعبیرش حضور مهدی (عج) است هرگز نور و حرارت و روشنایی اش را از هیچ ذره ای دریغ نمی کند و می تابد بر خوب و بد یکسان ... و آنگاه بود که دیدم عمری در اشتباه بودم و گمان می کردم آفتاب می تابد بر خوبان ..
دیدم که حضور اوست نفس های قدسی پیر جمارانی ..
دیدم که حضور اوست در کلام های روشنی بخش ولایت فقیه در بزنگاه و غوغای فتنه ها آنگاه که فریاد بکشد و نهیب بزند و ما راه گم کردگان را دعوت به بصیرت کند تا به یاد بیاوریم موسی از طور بر خواهد گشت ..
دیدم که حضور اوست در همین کوچه ها و خیابان ها و شهرها و روستاها آنگاه که مضطرّی بخواندش و برای او اصلا مهم نباشد که آن مضطرّ شیعه است یا نه ..
دیدم که حضور اوست وقتی در نداری و مصیبت و تنگنا می خوانی اش و به لحظه نمی رسد جواب دادنش و گشوده شدن گرهت ...
دیدم که حضور اوست جاری در اشکهای تمام مستضعفان عالم که از سیاهی و واژگونی عالم به ستوه آمده اند..
دیدم که حضور اوست تماشایی در تلاقی اشکها و لبخندهای مادران و پدران شهدا ..
دیدم حضور اوست ... همین جا ... همین لحظه ..
دیدم حضور اوست همین آب که من و تو تشنه آنیم ..
دیدم که تمام عالم حضور اوست ...
و این ظلم بزرگی است اگر بپنداریم تا نیاید ، نیست..
و این جفاست در حق او اگر گمان کنیم در بین ما نیست و در جایی که نمی دانم کجاست در دور دستها و از حال ما بی خبر است ، حال آنکه خود او فرمود « حضور اوست جاری در تمام لحظات ..»
و چگونه ایم در حضور او ... که چه بسیار بگذرد نیمه شعبانها و هیچ بهره ای نباشد ما را از این آب ناب ..نیمه شعبان ، تعبیر آبی است که تشنه آنیم . من و تو و شاید آقا عجل الله فرجه ..
دو کلمه حرف حساب!!
به عمل کار برآید به سخنرانی نیست ...
ما اهل کوفه هستیم
چون
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها مانده ...

+ بخت امروز حلقه بر در زد / آمد و بر سرای دل سر زد / 15 روز رفته از ماه است / از افق ماه 14 سر زد / گل نرگس گشود نرگس چشم / خنده مهدی به روی مادر زد ...
+ دلم یک جشن تولد درست و حسابی می خواهد با حضور آقا ... که حضوری محضرشان تبریک بگویم ... جشن میلاد مبارکتان هرچند عید بی آقا که تبریک ندارد ...
+ فردا شب احیا هر جا بودید ... دلتان لرزید ... التماس دعای فرج
منو ببخش مولا ...

سلام علیکم
با دیدن این تصویر چی به ذهنتون میاد ؟؟؟؟؟
ذهن من :
منو ببخش مولا ....
بلانسبت بلانسبت اون سر دنیا یه خری یه چیزی خوند . همه رفتیم امام هادی علیه السلام رو گرفتیم . اصلا انگار نه انگار که به حضرت صاحب الزمان و امام رضا علیه السلام هم توهین شده .
منو ببخش مولا ... برات هیچ نکردم . حتی منتظرت هم نبودم . منو ببخش مولا منو ببخش
چقدر قشنگ گفت اون پیر عارف : سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم
منو ببخش مولا ...
****************************
منو ببخش مولا..
مهدی فاطمه انتظار تا به کی؟؟
یعنی انقدر بدیم و خودمون بی خبریم.. انقدر قلبامون تیره و تار شده که این همه بدی رو ننگ نمی دونیم.. دلم گرفته.. احساس می کنم فقط در لباس انسان منتظر هستم و هیچ کاری نکردم و زمینه ی ظهور رو فراهم نکردم.. یا صاحب الزمان.. نمی دونم چی شد که به بیراهه رفتم..یادم رفت که جیره خوره شما هستم. اومدم برای عذر خواهی.. عمرم گذشت و نفهمیدم.. حالا اومدم..اومدم به مادرت قسمت بدم که منم بیام تو وادی نوکرات..اجازه هست مولای من.. یه جایی روی یه دیواری خوندم بهترین عبادت در عصر حاضر انتظار فرجه..انتظار برای ظهور مهدی..مولای من میدونم لایق این حرف ها نیستم ولی اومدم ازت بخوام این توفیق رو نسیبم کنی که منم منتظر باشم.. فردا روزی شرمنده نشم..میخوام تو دار و دسته ی شما باشم.. آقای من خریدارم هستی؟؟؟
یا بقیة الله...
نمی آیی؟حضرت خورشید
بوی انتظار در دهان شب می پیچد و آدینه های منتظر این اردی بهشت بی تو، دلتنگی نفس گرفته اند .
به حال و روز ما نگاه نمی کنی؟
این طعنه زدن ها
این کی،کی گفتن ها
همه حکایت از خواهش های لبریز برای آمدن یک منجی دارد.
صبر کنیم؟
باشد
حالا که سهم ما انتظار است باز هم صبر می کنیم تا نفسهای خداییت یک روز دلهای به زنگار نشسته و فرسنگها دور از همه این دهکده کوچک جهانی را صیقل دهد.
آسمان همهجا یکرنگ نیست !
آسمانی که خورشیدش تو باشی، آبیتر است، حتی اگر گاهی غبار غفلت، سر و رویش را بگیرد.
ما میبالیم زیر آسمانی ایستادهایم که ستارههایش امان اهل زمیناند.
آری حضرت خورشید، نامت که بیاید، دلمان هری میریزد، بس که دوستت داریم.
به جمعهها که میرسیم، آسمان ما رنگ انتظار میگیرد.
غروبهایش که دیگر هیچ...
آسمان همهجا یکرنگ نیست، آسمان ما آبیتر است.
کسی از حس اشتیاق چشم های ما خبر ندارد حتی آسمان، آسمان خودش دل پری دارد این روزها، من از لابلای سرفه هایش صدای یک عمر انتظار را می شنیدم.
صدای سرفه ما اگر نمی آید، نه که نفسمان تنگ نشده نه، ما به آمدنت دل بسته ایم و با این امید روزهایمان را نفس می کشیم و سکوت همیشه علامت رضا نیست این را آسمان مدینه هم می گوید
چهل چله گذشت و منِ چله نشین، باز چشم انتظار چله ای دیگر. چهل قنوت با اشک و ندبه، که بیایی. بیایی و چشمان سرگردانم را آرامش همیشه باشی. آقاجان! این روزها آسمان هم به دیدنت بیتابی می کند. خورشید هر روز به امیدی در دل آسمان، سبز می شود و تمام آسمان را می پیماید و در پایان روی زرد و شرمگینش را در دلگیرترین افق ها، در نقاب می کشد و غروب می آید. آسمان در قنوت خویش ستاره ها را و ماه را می آفریند.
چه شود که در همین نزدیکی، حرفی از جنس دعا، کسی از جنس شفا، بر دل یخ زده ما مهمان شود و روزی از روز خدا، مژده وصلش دهند هم به زمین هم به سماء. کاش غمکده، ویرانه و شمع دل، گرد جمالش، پروانه شود. آید از ره گل نرگس، گل طاها که جهان منتظر روز ظهورش باشد و زمین، منتظر ناز قدمش و سماء، محو جمال پر نورش. خواهد آمد مه تابان، کز جمالش، شرم کند ماه آسمان. بارالها! در ظهورش نظری کن که همه تشنه بوی گل یاسیم، پر از حس نیازیم و به بلندای عدالت، محتاج. به تبسم به کسی محتاجیم تا با آمدنش دلها از نور وجودش روشنی و به یمن دل سر سبزش، شادی گیرند.
اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِیکَ الْفَرَج
فقط با آمدن تو

مثل خورشید پشت ابر مانده ای و ما نور میخواهیم ...نور...
از دست روزگار خسته می شویم میگوییم مگر خودش بیاید دست مان خالی میشود ته دل چیزی آرام مان میکند شبیه صبر شبیه امید شبیه انتظار ...دلتنگ که میشویم زیر لب امن یجیب میخوانیم و شادمانیم لااقل کسی هست برایش درد دل کنیم و این همه... تکرار.... تکرار.... تکرار
این روزها پیراهن ساعت های ما بوی غم گرفته و در بیت الاحزان دنیایی مان سر به گریبان اندوه بانوی مهربانی و آیینه ایم
ای خورشید مستدام این آدینه بیقرار بیش از این حیرانمان مگذار...
آموخته ایم دست به دامان ستاره های آسمان شویم ...
آموخته ایم که شما ما را از خاطر نبرده اید و به فکر مائید
این دوری از تو که مثل درد در اندام لحظه هایمان می پیچد و خودمان نمی فهمیم این دعا های بی رمق که به آسمان نمیروند این سرگردانی مرداب زمان که چشم به راه ساعت موعود مانده است همه با آمدنت تمام میشود...
شبهای انتظار شب های بیداری روح است از خواب سنگین فراموشی...
تا از پیله ی خودمان بیرون بیاییم و رهای رها ..تا تحقق وعده خدا مراقب دلمان باشیم
وقتی از گوشه ی چشم های مضطرب چکه چکه التهاب میریزد بی که کسی بشنود قصه ی زیبایی میگوید این حوالی کسی هست کسی که حجت خداست روی زمین...
با ضرب آهنگ این کلید های سرد نام تو روی لب خشکیده ام جاری میشود و باز سوال همیشگی ؟
این حکایت دلتنگی ما و تو کی تمام میشود!
خدا کند این جمعه شمردن ها عادت نباشد
از وقتی شنیدم جمعه میآیی میگویم
ایـن عیـدها برای من آقـا نمـی شود!
بسـم رب المهــدی
السـلام عليکــ يـا ربيـع الأنـام و نضـره الأيـام
سـلام بـر تـو اي بهـار خلايـق و خرمـي روزگار!
مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد. ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بود و نمی دانستم. صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم. کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا اگر مولا از آن حوالی عبور کند ... و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند. مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...
اما برای چه ؟ برای که ؟
اینان منتظرند تا بهار شود ؟
سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم... انتظار ... سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم! و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!! کجایی ای ربيع الأنام و نضره الأيام؟ نمی دانم ، شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ... وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم. ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ... و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم... و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین... و "ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو... و " ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم! و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایدبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً سَيْفي ، مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي " و با شميشر آخته ، و نيزه برهنه ، پاسخ گويان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و باديه ایم. و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...
اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ
و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".
ماخذ نامه: هرچه خواستم از نوروز بنویسم، خط خوردگی هایم زیاد شد... تا اینکه این متن زیبا را در وبلاگ شخصی آقای رائفی پور مشاهده کردم. گویا از دل من نوشته بود. پس چون دل خواست و پسندید، آوَردَمش...
تبریک نوشت: سال خوبی را برای شما آرزو دارم...
پیامکهای زیبا و جدید و مذهبی سال نو یا 1391
گلها همه با اذن تو برخواسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک
اول فرج تو را از خدا خواسته اند
-=-=-=-=-=-=-
صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد
نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد
امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ
سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد
-=-=-=-=-=-=-
سرخوش آن عیدی که آن بانی نور
ازکنار کعبه بنماید ظهور
قلبها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانک انا المهدی زند
-=-=-=-=-=-=-
آسمان غرق خیال است کجایی آقا ؟
آخرین ساعت سال است کجایی آقا ؟
یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید
عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟
-=-=-=-=-=-=-
خودت گفتی که وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است
-=-=-=-=-=-=-
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال
اول دعا برای ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال
سوم رسیدن ما به قله های کمال
چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .
-=-=-=-=-=-=-
خداوندا تقدیر دوستان را در سال آینده به گونه ای قرار بده که در پایان سال از گذشته خود افسوس نخورند…
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
-=-=-=-=-=-=-
سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد
وقلب من نیایش می کند:
خدایا! مرا متبرک کن
تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم
-=-=-=-=-=-=-
سال خود را با بهترین ۷سین آغاز کنید:
سلام قولا” من رب الرحیم
سلام علئ موسى و هارون
سلام علئ ابراهیم
سلام علئ نوح فى العالمین
سلام علئ المرسلین
سلام علئ إلیاسین
سلام هی حتى مطلع الفجر
-=-=-=-=-=-=-
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کُند یوسف زهرا نظری ، نوروز است
لحظه ها در تپش تاب وتب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است
-=-=-=-=-=-=-
دلتان به نور لطف خدا منور ،
مشام جانتان به شمیم بهار معطر
لطف روزگار برایامتان مقرر ،
نوروزتان با شادی وصفا
-=-=-=-=-=-=-
خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد
ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد
-=-=-=-=-=-=-
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
این گونه هزار عید با هم داریم
-=-=-=-=-=-=-
با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک
حضرت عشق علیه السلام
عشق به امام عصر علیه السلام و به محبوب محبوبها هر چه شدیدتر باشد تغییر و دگرگونی او عمیق تر و بیشتر و سریع تر خواهد بود. عاشق در مسیر منازل عشق همچون کوره های آتش است که هر چه حرارتش شدیدتر باشد فلزات درون خود را سریعتر و بهتر تغییر می دهد.
از شمع سه گونه کار می آموزم
می گریم و می گدازم و می سوزم
دلتنگ و تنها برایت مینویسم
سلام این پست کاملا متفاوت رو تقدیم میکنم به.....
با دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل !
دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود
تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...
اما.....سهم من از این دنیای رنگی همیشه تنهایی بوده ....
چشمانم را از من مگیر...بگذار تا جان دارم برای تو بنویسم... برای تو و از تو ! ....تویی که مهربانترینی...
خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....
دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را....
سکوت میکنم
نه اینکه دردی نیست
گلویی نمانده برای فریاد!
چقدر باید بگذرد؟
تا من
در مرور خاطراتم
وقتی از کنار تو رد میشم
تنم نلرزد...
بغضم نگیرد...
صبر !....صبر را به من هدیه کن !
خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار ! تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....
خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !
خدای مهربانم ای بی کران نازنین !...عاشقم بر تو و هر آنچه که به من هدیه می کنی !
بهترین ها را به قلب بی قرار و تنهایم هدیه کن ...ای قدرتمند بی نهایت کریم.
دوستت دارم ای مهربان ...تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ...
با من بمان....خدا....با من که تنها تو نگهدار منی ! به تو و محبت و مهر و هدایتت نیازی مبرم و عمیق دارم.
پی نوشت:
وصف الحال:
خدایا اعتصاب غذا نکردهام سال هاست روزی چند وعده میخورم نمیبینی ؟ روزی یک وعده غصّه یک وعده زخم ، یک وعده افسوس ، یک وعده بغض را حد اقل میخورم ، خیال تو راحت من گرسنه نمی مانم ، وجدان دیگران هم راحت که شکم گرسنه ای را سیر میکنند.
حضرت حجت می فرمایند: ما شما را فراموش نکرده ایم و الا در بلاها
استخوانهایتان می شکست...مولاجان صدای خرد شدن روحم را میشنوی؟
شرمنده ایم آقا...

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد ظاهرت هست چنان که خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟ خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟ پول بی شبهه و سالم ز همه دارییت
داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟ حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟
با چنین شرط که درحافظه دستی نبری واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
از ظهور تا قیامت
سرآغاز
ظهور را بايد تاريخ 23 ماه رمضان پيش از ظهور(عاشورا) بدانيم. در صبحگاهان
اين روز جبرييل امين و ملك مقرب خداوند ندا در ميدهد:«صبح نزديك شد.
بدانيد حق با مهدي (و در برخي روايات آل علي(ع)) و شيعيان اوست. اين ندا را
همگان به زبان خويش ميشوند و با شنيدن اين صدا خوابها بيدار، نشستهها
ايستاده ميشوند.
آدینه که می شود
آدينه كه مي شود قاصدكهاي دلم را روانه آستان دوست مي كنم تا پيام آور حضور صدفي باشد كه يازده مروايد سبز را با خود به
همراه دارد. وقتي كسي نيست كه درد آشنايم باشد فرشته اي پيدا مي شود تا در خلوت شبهاي تار تسلي بخش خاطرم باشد. هنوز ستاره اي بي نورم كه در انتظار شعاعي از خورشيد لحظه شماري مي كنم. كويري در انتظار آبم و حتي درياي اشكهايم كويرتف زده وجودم را سيراب نمي كند. از ستارگان آسمان سراغ مي گيرم و چون پرنده اي عاشق گمگشته
ام را درميان فرشتگان آسمان مي جويم.
با من بگو چگونه از رويش ياس ها بگويم ،
وقتي كه نرگسي هاي چشمم در انتظار آمدنت سوسو مي زنند. هر شب با ياد تو به خواب مي روم و صبح در انتظار ... مي دانم كه مي آيي و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهاي خسته مان مي زدايي و اشكهاي زلالمان را از گونه هايمان برمي چيني. مي آيي و ضريح گمشده ياسي كبود را نشانمان ميدهي و مسيح مريم را با خويش همراه مي سازي . مي آيي و صندوقچه موسي را برايمان مي گشايي و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگي خدايي مي سايي كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود. مي آيي و در فراسوي نگاه منتظرمان، قلبهاي كوچك و اميدوارمان را به هم پيوند ميدهي و آن
روز، روز شادي چشمهاي منتظري است كه عاشقانه مي گريند و به سويت بال و پر مي گشايند.
منبع: مرکز فرهنگی راه رضوان
پیشنهادآیت الله بهجت دررابطه باامام زمان(عج)
ويژگي ياران امام زمان (ع) در قرآن
ويژگي ياران امام زمان (ع) در قرآن
رويکرد نهادين (ظاهري):عده کثيري به دليل بي رنج و زحمت بودن آن اين رويکرد را انتخاب کرده اند(فاسقين و منافقين جزءاين گروه اند).
رويکرد يقين، اخلاص و شهادت: به دليل اينکه انسان بايد همه دارايي خود را دراين راه بگذارد اين عده بسيار اندک اند.(ياران امام زمان جزءاين گروه اند)چرا باوجود تعدادزيادي منتظر ظهور، حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)قيام نميکند؟ زيرا آن تعدادي که به رويکرد اول توجه دارند غالب اند.در قرآن 330 بار کلمه قل آمده است که همه حاکي از هشدارهاي تکان دهنده است. يکي از اين هشدارها آيه 100 سوره مائده است (بگو پليد و پاکيزه يکسان نيست هرچند کثرت پليد تو را به شگفت آورد). يعني گاه کثرت افرادي که در مسيري، اخلاص ندارد خيلي زياد است ولي با اين کثرت نمي شود دين را حاکم کرد.اين يک حقيقت است. بايد شناخت که آيا ما جزء اين دسته هستيم يا نه؟در تفسير آيات سوره آل عمران علامه طباطبايي حکايتي را ذکر مي کند:« زماني که يهوديان در اورشليم به ضعف و متلاشي شدن دچار شدند به کتاب شان تورات پرداختند. با اين توجه ديدند در تورات اشاره شده که پيامبر آخرالزمان قراراست در محلي بين «کوه احد» و «اير» ظهور کند و حکومت صالحان را پايه ريزي خواهد کرد. بعضي از قبيله هاي اورشليم از سرزمين شان حرکت کردند و به سرزمين شامات منطقه حجاز، شهري به نام يثرب آمدند وآنجا ماندگار شدند و دائم به مردم يثرب اين وعده را مي دادند که به زودي پيامبري ظهور خواهد کرد و مشرکين را نابود خواهد کرد و آنها غالب خواهند شد و دائماً منتظر ظهور پيامبر بودند. سالياني سپري شد و در طي اين سالها آنها تغيير کردند و در منطقه فدک، خيبر،بني قريظه و بني نظير براي خودشان مال وامکانات به دست آوردند. وقتي پيامبر به مدينه هجرت کرد، خطبه اي براي مردم يثرب خواند و همه را دعوت کرد اما يک دسته از کساني که با پيامبر مخالفت کردند همين يهوديان منتظر بودند، همين کساني که به رويکرد عميق و دروني دين نرسيده بودند و دنيازدگي در وجودشان رسوخ پيدا کرده بود.»
ياران واقعي امام زمان چه کساني هستند؟ کساني همانند عمار ياسر، خباب بن ارس،حبيب بن مظاهر و... حقيقت ياران امام زمان در ايمان آنها نهفته است و در قرآن از صفات مومنين زياد ياد شده است.بايد حقيقت ايمان را شناخت.



با سلام و صلوات بر تمامی فرستادگان الهی که حکیم ترین و عاقلترین مردمان زمان خود بودند و برای اعتلای عقل و حکمت رنجها کشیده و ملامتها شنیده و صبورانه استقامت کردند، همانها که چراغهای هدایت بشر بودند و معلمان بزرگ آزادی و عزت.