بیوگرافی شیطان


شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت: من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است .(1)

- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.(2)

- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود.(4)

- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم .(5)

-شیطان اولین کسى است که صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.(6)

- اولین کسى که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)

- اولین کسى که نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه کرد.

- اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)

- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین کسى که دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)

- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.(9)

- اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.(10)

- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.(11)

- اولین کسى که که سحر و جادو کرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)

- اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)

- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.

- اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.(14)

- اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.(15)

- اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

- اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد کشید.(16)

- اولین کسى که به خدا کفر ورزید.(17)

- اولین کسى که گریه دروغى نمود.(18)

- اولین کسى که عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین کسى که صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)

................................................................................................

پی نوشت ها:
1-اعراف (7)، آیه 12.
2-تفسیر قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ المیزان ، ج 8، ص 59.
3- حجر(15)، آیه 31.
4- طه (20)، آیه 20.
5- اعراف (7)، آیه 21.
6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .
7- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.
8-علل الشرایع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.
9- بحار، ج 14، ص 112.
10- سوره نمل ، آیه 44.
11- کتاب سلیم بن قیس .
12- بقره (2)، آیه 102.
13- کتاب ابلیس ، ص 164 و 165.
14- مکاسب ، شیخ انصارى ، مکاسب محرمه .
15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج
60، ص 222 و 281.
16- ص (38)، آیه 78.
17- ص (38)، آیه 74.
18- تفسیر عیاشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.
19- مائده (5)، آیه 89.

منبع:
صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمین گاه

 

التماس دعا

چقدر زود دير مي شود

ساعت هاي عمر

بارها در گرفتارى‏ ها با خدا عهد بسته ايم كه عوض مى ‏شويم، از اين به بعد خود را اصلاح مى ‏كنيم و در راه صحيح قرار مى‏ گيريم، ولى همين كه از پل گذشتیم عهدمان را شكستي‏م..بارها وقتي در خلوت خودمان به فكر اعمالي كه انجام داده ايم افتاده ايم از كرده هاي خودمان ناراحت شده ايم و با خودمان تصميم گرفته ايم كه ديگر دنبال كارهاي خلاف و حرام نرويم ولي بعد از ساعتي فراموش كرده ايم و باز در راه اشتباه خودمان فرو رفته ايم ...

راستي چرا ما نمي توانيم به قول هايي كه به خودمان مي دهيم عمل كنيم؟

شايد به خاطر اين باشد كه فكر مي كنيم فردا مي توانيم از گناهان دست برداريم و لذا وقتي صحنه اي براي گناه به وجود مي آيد به خودمان مي گوييم بي خيال، امروز گناه مي كنيم و فردا توبه مي كنيم و اين فردا فردا كردن همين گونه ادامه دارد...امام باقر عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد:
ترا از امروز و فردا كردن بر حذر مي دارم، چرا كه آن دريائي است كه گرفتاران، در آن غرق مي شوند«1»

و شايد هم خيال مي كنيم فرصت ها آن قدر زياد است كه مي توانيم گناهان گذشته را جبران كنيم در حالي كه همه چيز قابل برگشت است الا عمر انسان كه ديگر قابل بازگشت نيست همان گونه كه امير المومنين مي فرمايد:
فرصت مانند ابر از افق زندگي مي گذرد، مواقعي كه فرصت هاي خيري پيش مي آيد غنيمت بشماريد و از آن ها استفاده كنيد«2»
به قول شاعر كه مي گويد: بر سر جوي نيشين و گذر عمر ببين. همين گونه است فرصت ها يكي پس از ديگري از بين مي روند و ما امروز و فردا مي كنيم ..

و شايد هم نگاه مي كنيم به ديگران و مي گوييم اگر من دروغ گو هستم ديگران هم همين گونه اند و يا اگر من حسود هستم يا به نامحرم نگاه مي كنم و يا دوست دختر دارم ديگران نيز همين گونه هستند و به اين صورت كار خودمان را توجيه مي كنيم ولي اين اصلا خوب نيست و خوش به حال كساني كه به عيب هاي خودشان نگاه مي كنند و در صدد بر طرف كردن آن هستند همان گونه كه از امير المومنين نقل شده است كه حضرت مي فرمايد:
خوشا به حال آن كس كه عيب خودش، او را از پرداختن به عيبهاى مردم باز دارد.«3»

و شايد هم به خاطر اين باشد كه فراموش كرده ايم مرگ لحظه به لحظه به دنبال ما است و هيچ راه فراري از مرگ وجود ندارد همان گونه كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:بگو: اين مرگى كه از آن فرار مى ‏كنيد سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد«4»

بله مرگ قدم به قدم ما را تعقيب مي كند و روزانه شاهد هستيم كه برخي به كام مرگ فرو رفته اند و دستشان از اين دنيا كوتاه شده است، مرگ روزي هم سراغ ما مي آيد. آيا خودمان را براي چنين روزي آماده كرده ايم؟ امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هول و هراسي كه نمي داني چه وقت تو را فرا مي گيرد، چرا پيش از آن كه ناگهان به سراغت آيد، برايش آماده نمي شوي؟«5»

بله اگر امروز و فردا كنيم و اصلاح عيوب خودمان را از همين الان شروع نكنيم قطعا ضرر بسيار بزرگي خواهيم كرد امام علي عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد:
مبادا مرگ در حالي به سراغت آيد كه تو مانند بنده فراري از خداوند در طلب دنيا باشي.«6»
پس بياييد هر چه زودتر عيب هايمان را اصلاح كنيم و در راه بندگي خدا قدم برداريم .....چون خيلي زود دير مي شود

منابع:
1: ِ وَ إِيَّاكَ وَ التَّسْوِيفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فِيهِ الْهَلْكَي« بحار الانوار ج 75 ص 164»
2: َ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ« پاورقي: مستدرك 92، صفحه35»
3: الإمامُ عليٌّ عليه ‏السلام : طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيوبِ النّاسِ « نهج البلاغه خطبه 176»
4: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ«جمعه آيه 8»
5: الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: هَولٌ لا تَدري مَتي يَغشاكَ،ما يَمنَعُكَ أن تَستَعِدَّ لَهُ قبلَ أن يَفجَأكَ ؟!«بحار الانوار جلد 79 ص 171 باب 20 »
6: الامام علي عليه السلام: إيّاكَ أن يَنزِلَ بكَ المَوتُ وأنتَ آبِقٌ مِن ربِّكَ في طَلَبِ الدُّنيا .«غررالحكم ص 163 شماره 3148 »


گناهی که در همه ادیان مذموم است

  گناهی که در همه ادیان مذموم است

«دروغ» از جمله گناهانی است عقلا آن را درک کرده و به عدم جواز و حرمت آن حکم می‌کنند بدون آنکه لزوما متعلق و وابسته به دین خاصی باشند.

به گزارش راسخون به نقل از فارس، با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه دوری از گناهان و ترک رذایل اخلاقی و عادات ناپسند، در هر روز از این ماه با فضیلت آیه‌ای از قرآن کریم بیان و تفسیر آن منتشر می‌شود. چهارمین مطلب از این سلسله مطالب در پی می‌آید.

فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ (آیه 77 سوره توبه)

این عمل (روح) نفاق را در دل هایشان تا روزی که خدا را ملاقات کنند بر قرار ساخت، این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند و دروغ گفتند.

از جمله بزرگترین گناهانی که در دین اسلام مطرح شده، گناه «دروغ» یا کذب است. این گناه نیز از جمله گناهانی است عقلا آن را درک کرده و به عدم جواز و حرمت آن حکم می‌کنند بدون آنکه لزوما متعلق و وابسته به دین خاصی باشند. به همین جهت است که این پدیده فردی و اجتماعی مورد مذمت تمامی اهل خرد در تمام دنیا است.

دروغ یا کذب در واقع اظهار آن چیزی است که واقعیت ندارد، خواه یک امر صرفا فردی باشد و خواه یک مقوله اجتماعی و مربوط به عموم افراد یک جامعه.

در مورد دروغ و شخص گوینده آن علوم متعدد از جمله روانشناسی، جامعه‌شناسی و یا انسان‌شناسی بحث کرده‌اند اما آنچه قرآن بدان اشاره دارد بعد عقیدتی و دینی آن است. یعنی قرآن بیان می‌دارد چه اتفاقی برای یک فرد می‌افتد که او زبان کذب می‌گشاید.

همانطور که در نوشتارهای قبل به آن اشاره شد گناهان نسبت به یکدیگر جنبه تعلیلی دارند و هر کدام از آنها محصول عوامل بسیار نفسانی است و ریشه در افعال گذشته فرد دارد.

در مورد این گناه نیز قرآن می‌فرماید که «کذب »عامل نفاق در فرد می‌شود، یعنی به گفته قرآن عامل اینکه یک فرد دست به نفاق می‌زند و منافقانه رفتار می‌نماید سرپیچی از وعده الهی و دروغ است.

در آیه سوم سوره زمر خداوند علت دروغ گفتن را مسئله «شرک» عنوان می‌کند و این بدان جهت است که زبان به کذب می‌گشاید ولی و سرپرستی غیر از خدا برای خود اختیار نموده و به خاطر اوست که لب به کلام ناصواب می‌گشاید چرا که خدای متعال را قادر مطلق نمی‌داند.

این مسئله نیز مانند مسایل دیگر اخلاقی نیاز به تحقیقات گسترده و مهمی دارد که نه پهنای قلم نگارنده و نه مجال این کلام قادر به این مهم است.

از آنجا که این مقوله یکی از اساسی‌ترین مشکلات جامعه کنونی ماست و همانطور که میب‌ینیم متاسفانه بدنه جامعه به نحو بسیار مشخص و نمایانی به آن مبتلاست جای آن دارد که هر کس در خود کاوش کند و خود را تا حد ممکن از این بلا نجات دهد تا شاید در این ماه مهمانی خدا بتوانیم گامی نو و کوچک در رفع این رذیله اخلاقی در جامعه و خود برداریم.

ایمان

مردي، ديگري را گفت: تو مؤمني؟ مرد گفت: اگر منظور، اين سخن پروردگار است که فرمايد:

آمنّا باللّه ِ و ما اُنزِلَ عَلَينا؛(آل عمران: 84)

به خدا و کتاب او ايمان آورديم،  آري! و اگر اينکه مي گويد:

الَّذينَ اِذا ذُکِرَ اللّه ُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ؛ (انفال: 2)

چون ذکري از خدا شود، دل هاشان لرزان و ترسان شود، نمي دانم

رونق مسلمانی

فردي با صوت نازيبا، مشغول تلاوت قرآن بود. صاحب دلي بر او گذشت و گفت: ماهيانه چه مبلغي براي تلاوت قرآن دريافت مي کني؟ قاري قرآن گفت: مبلغي در قبال تلاوت قرآن دريافت نمي کنم. فرد صاحب دل دوباره پرسيد: پس چرا به خود زحمت تلاوت را مي دهي؟ تلاوت کننده قرآن گفت: براي رضاي خدا مي خوانم. فرد صاحب دل گفت: رضاي خدا در اين است که بدين شيوه قرآن را تلاوت نکني.
سعدي در اين حکايت و در چندين حکايت ديگر در کتاب ارزشمند گلستان به اين مهم پرداخته است و بر اين باور است که اگر قرار است سمبل يا نمادي از دين (تلاوت قرآن، اذان، موعظه و...) به جامعه عرضه شود، بايد زيبا و دلپذير ارائه گردد که سبب رونق بازار مسلماني شود، نه سبب رکود آن. به همين سبب در اين حکايت از صوت نازيباي قاري قرآن انتقاد مي کند و مي گويد:
گر تو قرآن برين نمط خواني ببري رونق مسلماني

حجاب مخصوص زنان است؟

اینقدر توی جامعه ی ما از حجاب و ربط دادن اون به زنان و دختران صحبت شده که تا اسم حجاب می آد همه فکرشون متوجه خانومها و چادر و حجاب اونها میشه.

آما واقعیت اینه که حجاب مخصوص زن نیست و مرد هم باید خودش رو در حجاب و لفافه ای از گزند روزگار حفظ کنه.

بعنوان مثال ،جایی خوندم که حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به قدری زیبا بود که بعضی وقتها که از خونه بیرون می اومدن، چهره ی مبارکشون رو می پوشوندن که مبادا باعث تاثیر در دل های بیمار بعضی از افراد ضعیف النفس جامعه بشه.

قرآن میفرماید:«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُم‏» نور-30

یعنی به مردان مومن بگو که چشمهاشون رو (از نگاههای بد و شهوانی) فرو بندازند و فرج(عورت) هاشون رو حفظ کنند.

از اینجام معلوم میشه که مرد هم در قبال جامعه و حفظ حریم های اخلاقی جامعه مسئولیت داره و نباید خودش رو طوری آرایش کنه که باعث این بشه که جنس مخالف و یا حتی جنس مخالف،در دلش طمعی نسبت به اون پیدا کنه.

..:: التماس دعای فرج ::..

ادامه نوشته

فضیلت و خواص سوره مبارکه مرسلات

هفتاد و هفتمین سوره قران کریم است که ۵۰ ایه دارد و در مکه نازل شده است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند: یا رسول الله چقدر زود پیر شدید؟ فرمودند: سوره های «هود» «واقعه» «مرسلات» و «نبأ» مرا پیر کرده است.(۱)

ایشان در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره مرسلات را قرائت نماید نوشته می شود که وی از مشرکان نیست. (۲)

امام جعفر صادق علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره مرسلات را بخواند خداوند در روز قیامت بین او و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آشنایی ایجاد می کند.(۳)

آثار و برکات سوره

۱) امنیت در سفر

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر کسی که می خواهد سفر برود یا مسافری در حال سفر دارد اگر سوره مرسلات را قرائت نماید از شر هر دزدی در امان خواهد ماند.(۴)

۲) پیروزی بر دشمنان

هر کس در حال دشمنی و خصومت با کسی این سوره را قرائت نماید بر دشمنش غلبه خواهد یافت و اگر کسی که دملی در بدن دارد آن را بنویسد و با خود همراه  داشته باشد برطرف خواهد شد. (۵)

۳) برای درد شکم

امام صادق علیه السلام فرموده است: اگر سوره مرسلات را بنویسند و با آب پیاز بشویند آنگاه بیماری که درد شکم دارد آن را بنوشد به اذن خداوند درد او برطرف می شود. (۶)

پی نوشت:

(۱) الأمالی شیخ صدوق، ص۳۰۴

(۲) مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۲۷

(۳) ثواب الاعمال، ص۱۲۱

(۴) مستدرک الوسائل، ج۸، ص۲۴۶

(۵) المصباح کفعمی، ص۴۵۹

(۶) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۵۵۷

منبع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»

امید بخش ترین آیه قرآن

حضرت على(علیه السلام )روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه :"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48

حضرت على(علیه السلام )روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه :"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48


امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه"و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110


امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد) سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است: "واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین (نماز را در قبل و بعد از ظهر و بخشی از شب به پادار که خوبی ها بدی ها را نابود میکند . این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند) سوره هود آیه 118

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد

بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.

سوگندهای قرآنی و ستارگان

سوره ١٦, آیه ٩٤
سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد

خداوند کریم در تعدادی از آیات قرآن برای تاکید بر اهمیت موضوع و همچنین برای زیبایی کلام قسم یاد می کنند. در میان تمامی سوگندهای موجود در قرآن, در یک مورد بر اهمیت سوگند تاکید دوباره شده است و آن سوگند به جایگاههای ستارگان است. تاکید خداوند در این مورد بر عظمت قرآن مجید است. به این موضوع در آیات زیر اشاره شده است:ا

سوره ٥٦;, آیات ٧ ٥ تا ٧٩
سوگند به جايگاه‏هاى [ويژه و فواصل معين] ستارگان, اگر بدانيد آن سوگندى سخت بزرگ است, كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند, در كتابى نهفته, كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند

برای درک بهتر اهمیت این سوگند, باید وسعت وبزرگی جهان و ملیاردها ستاره و کهکشان موجود در آن را در نظر داشته باشیم. فقط در کهکشان ما در حدود میلیاردها ستاره هستند که هر کدام با سرعتی متفاوت و در مسیری مشخص به دور مرکز کهکشان در حال گردش هستند. با وجود تعداد بسیار زیاد این ستاره ها, امکان برخورد آنها با یکدیگر بسیار اندک است. سوگند به ستارگان در آیات دیگری هم از قرآن مجید تکرار شده است:ا

سوره ٨٦, آیات ١ تا ٤
سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد, و تو چه دانى كه اختر شبگرد چيست, آن اختر فروزان, هيچ كس نيست مگر اينكه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

سوره ٥٣, آیات ١ و ٢
سوگند به اختر چون فرود مى‏آيد, [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده, و از سر هوس سخن نمى‏گويد, اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‏شود نيست

سوره ٨١, آیات ١٥ و ١٩
نه نه سوگند به اختران گردان, [كز ديده] نهان شوند و از نو آيند, سوگند به شب چون پشت گرداند, سوگند به صبح چون دميدن گیرد, كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

در بعضی آیات, خداوند کریم به خود قرآن قسم می خورند:ا

سوره ٣٦, آیات ٢ تا ٤
سوگند به قرآن حكمت‏آموز, كه قطعا تو از [جمله] پيامبرانى, بر راهى راست

سوره ٣٨, آیات ١ و ٢
صاد سوگند به قرآن پراندرز, آرى آنان كه كفر ورزيدند در سركشى و ستيزه‏اند

سوره ٤٣, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر, ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد

سوره ٤٤, آیات ٢ و ٣
سوگند به كتاب روشنگر , [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم

تعدادی دیگری از سوگندهای موجود در قرآن در اینجا گرد آوری شده اند:ا

سوره ٥١, آیات ١ تا ٨

سوگند به بادهاى ذره‏افشان

و ابرهاى گرانبار

و سبك سيران

و تقسيم‏كنندگان كار

كه آنچه وعده داده شده‏ايد راست است

و [روز] پاداش واقعيت دارد
سوگند به آسمان مشبك

كه شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونيد

سوره ٥٢, آیات ١ تا ٧

سوگند به طور

و كتابى نگاشته شده

در طومارى گسترده

سوگند به آن خانه آباد [خدا]ا

سوگند به بام بلند [آسمان]ا

و آن درياى سرشار [و افروخته]ا

كه عذاب پروردگارت واقع‏شدنى است

سوره ٩١, آیات ١ تا ٧

سوگند به خورشيد و تابندگى‏اش

سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود

سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند

سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد

سوگند به آسمان و آن كس كه آن را برافراشت

سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد

سوره ١۰۰, آیه ١
سوگند به ماديانهائى كه با همهمه تازانند و با سم[هاى] خود از سنگ آتش مى‏جهانند

سوره ٦٨, آیه ١
نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند

سوره ٩٥, آیات ١ تا ٤
سوگند به انجير و زيتون, و طور سينا, و اين شهر امن [و امان], [كه] براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.ا

تصاویری از قیامت بر مبنای آیات قرآن

در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند

 سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان

و آنگاه كه كوهها به
رفتار آيند

و آنگه كه ستارگان همی ‏تيره شوند

آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد

وقتى شتران ماده وانهاده شوند

و آنگه كه وحوش را همى ‏گرد آرند

درياها آنگه كه جوشان گردند

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور

به كدامين گناه كشته شده است

و آنگاه كه نامه ‏ها زهم بگشايند

و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود

و آنگه كه جحيم را برافروزانند

و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند

هر نفس بداند چه فراهم ديده

نه نه سوگند به اختران گردان

كز ديده نهان شوند و از نو آيند

سوگند به شب چون پشت گرداند

سوگند به صبح چون دميدن گيرد

كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

متنی جالب در مورد شیطان

دیروز شیطان را دیدم.

در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت.

مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.

توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌ دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ...

هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.

شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد.

حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.

انگار ذهنم را خواند.

موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،‌ فقط گوشه‌ای بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا می‌کنم. نه قیل و قال می‌کنم و نه کسی را مجبور می‌کنم چیزی از من بخرد.

می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.

جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.

از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت....

ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد که لا به لای چیز‌های دیگر بود.

دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.

با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.

به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم.

توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب.

دستم را روی قلبم گذاشتم،‌ نبود! فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.

تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.

به میدان رسیدم،اما شیطان  نبود.

آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک‌هایم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.

و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود .

 

منظور قرآن از حجاب چادر است

پوشش «جلباب» كه قرآن زن‌ها را به استفاده از آن دعوت كرده همان چادر است كه تمام بدن و اندام زن را مي‌پوشاند و ستر كاملي براي او ايجاد مي‌كند.

ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن و به فرموده اهل بيت‌(ع) بهار آن است. اگر چه تلاوت آيات قرآن و حتي نگاه كردن به صفحات قرآن كريم نيز داراي اجر و پاداش الهي است؛ اما تدبّر در آيات قرآن دستور اكيد خود قرآن و سفارش جدي پيامبر اكرم‌(ص) و ائمه اطهار‌(ع) است، تا جايي كه فرموده‌اند در تلاوت قرآني كه همراه با تدبر نباشد، خيري نيست.
گروه آيين و انديشه خبرگزاري فارس در روزهاي ماه مبارك رمضان با مطالبي با عنوان «يك آيه، يك درس» به تدبر در يكي از آيات قرآن پرداخته و درس‌هايي را كه مي‌توان از آن آيه شريفه گرفت، مطرح مي‌كند. اميد است پس از ماه مبارك، خوانندگان گرامي با ۳۰ آيه قرآن مأنوس و با ترجمه و مفهوم و درس‌هاي آن آيات آشنا شده باشند
اما امروز آيه ۵۹ «سوره احزاب» است: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا؛‌ اي پيامبر به همسران و دختران و زنان مؤمنان بگو: جلبابها( روسري‌هاي بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه شاخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و خداوند همواره آمرزنده رحيم است.
بحث حجاب و اهميت آن مبحثي قرآني است كه البته در روايات و سيره رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) نيز به آن پرداخته شده‌است. آيه مورد بحث صراحتا بحث حجاب و روپوش زنان را مطرح مي‌كند.
با توجه به معاني ارائه شده براي كلمه در «جلابيت» مي‌توان اشاره به چادر را نيز از اين آيه برداشت كرد. علامه طباطبايي(ره) دو معنا را براي «جلباب» كه مفرد «جلابيت» است، ذكر كرده است؛ معناي نخست آن روسري مخصوص است كه صورت و سر را ساتر مي‌شود و معناي دوم آن جامعه‌اي است سرتاسر كه تمامي بدن را مي‌پوشاند. در تفسير مجمع‌البيان نيز معناي روسري يا مقنعه براي اين واژه، معناي عام‌تري نيز طرح شده است و آن عبارت است از: علاوه پيراهن و لباس و روسري و هر چيزي كه زن با او پوشيده مي‌شود.
مشاهده مي‌شود كه مفسرين در معناي واژه «جلابيت» دقت نظري خاص داشته و معاني گوناگون آن را مورد بحث قرار داده‌اند و نيز مي‌توان ادعا كرد «جلباب» كه قرآن زن‌ها را به استفاده از آن دعوت كرده است همان چادر است كه تمام بدن و اندام زن را مي‌پوشاند و ستر كاملي براي او ايجاد مي‌كند.
براي آن كه اين ادعا بهتر تبيين گردد نظر تفسير اثني عشري را نيز اضافه مي‌كنيم كه با اشاره به انواع پوشش‌ها و لباس‌هاي خاص زنان در كلام عرب، به معناي «جلباب» نيز اين گونه اشاره مي‌كند: جلباب چادر روي خمار است كه از آن تعبير به ثياب ظاهره كنند و زنها به آن سر و بدن بلكه اندام تا قدم را به آن بپوشانند. ابن عباس گفته است: جلباب ردائي است كه ستر بدن مي‌كند از فوق تا اسفل
صاحب تفسير نمونه نيز يكي از معناي جلباب را چادر مي‌داند.
با توجه به نظرات مفسرين كه ذكر شد، مي‌توان گفت قرآن كريم زن‌ها را به استفاده از چادر دعوت كرده است. در قسمت بعدي آيه شريفه علت اين دعوت و سفاش قرآني مطرح شده است كه چيزي جز عدم اذيت و آزار زنان نيست، قرآن كريم علت سفارش به چادر يا هر حجاب كاملي را امنيت زنان دانسته و هدف از تشريع اين حكم را نجات بانوان از اذيت و آزار مردان هوس باز و شهوتران معرفي مي‌كند.
با نگاهي گذرا به سطح جامعه، خيابان‌هاي شهر و معابر عمومي مي‌توان اين حقيقت را دريافت كه واقعا زنان مونه و محجبه بسيار كمتر از ديگر بانوان مورد طمع مردان آلوده و هوس باز هستند و حجاب امنيت آنان را در سطح جامعه تا حد زيادي تامين كرده است.
نكته ديگري كه در اين آيه كريمه و ظرافت بيان شده است استفاده صحيح از چادر است گاهي در جامعه ديده مي‌شود بانواني چادر را براي پوشش خويش انتخاب كرده‌اند اما حجاب و پوشش حقيقي برايشان محقق نشده است و گاهي حتي حجابشان از ديگران نيز ناقص‌تر است!
اين آيه شريفه با عبارت «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ» علاوه بر اشاره به چادر يا هر حجابي كه تمام اندام زن را تحت ستر و پوشش قرار مي‌دهد، به نحوه استفاده از آن هم اشاره كرده است.
حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي در اين باره مي‌نويسد: در منظور از «يدنين» نزديك كنند اين است كه زنان «جلباب» را به بدن خويش نزديك سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اين كه آن را آزاد بگذارند، طوري كه گاه و بيگاه بدن آشكار گردد. و به تعبير ساده خودمان لباس خود را جمع و جور كنند.
بنابراين درس مهم اين آيه رعايت حجاب كامل براي بانوان و استفاده از پوشش است كه تمام اندام و بدن زن را بپوشاند و در نتيجه مورد اذيت و آزار و نگاه آلوده مردان هوس باز قرار نگرفته، امنيت زن در جامعه محفظ مي‌گردد.
بار دلها! بانوان ايران زمين را بانواني محجبه، مومنه و پيرو راستين حضرت زهرا(س) قرار بده.
آمين يارب‌العالمين.

نويسنده: حسين محمدي فام، كارشناس ارشد تفسير قرآن

فاصله میان دو دریا

دو دریا 

سوره النمل, آيات ۶۰ و ۶۱
[آيا آنچه شريك مى‏پندارند بهتر است] يا آن كس كه آسمانها و زمين را خلق كرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد پس به وسيله آن باغهاى بهجت‏انگيز رويانيديم كار شما نبود كه درختانش را برويانيد آيا معبودى با خداست [نه] بلكه آنان قومى منحرفند.
[آيا شريكانى كه مى‏پندارند بهتر است] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد و ميان دو دريا برزخى گذاشت آيا معبودى با خداست [نه] بلكه بيشترشان نمى‏دانند